در صبح ۱۲ بهمن ۱۳۵۷، زمانی که هواپیمای ایرفرانس بر باند فرودگاه مهرآباد نشست و مردی با عبای ساده و چهرهای مصمم از پلهها پایین آمد، بسیاری این صحنه را صرفاً بازگشت یک رهبر تبعیدی میدانستند که در میان شور و هیجان زودگذر هوادارانش به کشور بازگشته است؛ شوری که بعد از مدتی میخوابد و شرایط به عقب باز میگردد. اما گذر زمان نشان داد که این واقعه سرآغاز دورهای جدید نه تنها در ایران که در منطقه و جهان بود؛ دورهای که با فروپاشی نظمی که قرنها خود را تثبیتشده میپنداشت آغاز شده و طلیعه پیروزی مستضعفین بر مستکبران جهان را نوید میداد. ۱۲ بهمن، نه فقط یک رویداد تاریخی برای ملت ایران، بلکه نقطه تلاقی اراده مردم بزرگ ایران با رؤیای استقلال و مبارزه با استکبار و نفی سلطه بود.
مشکلی که این روزها در تحلیل انقلاب اسلامی و ملت ایران در اتاقهای فکر غربی وجود دارد، در آن روزها نیز در میان تحلیلگران غربی رایج بود، به نحوی که غالب تحلیلگران غربی و مراکز تصمیمسازی قدرتهای بزرگ، با تردید، تحقیر یا خوشبینی زودرس به این حرکت مینگریستند. تصور غالب این بود که شور انقلابی، دوام نخواهد آورد و نظام جدید یا فرو میپاشد یا به سرعت مهار میشود. اما آنچه رخ داد، برخلاف قواعد مرسوم سیاست بود و ملت بزرگ و مقاوم ایران با اتکا به هویت دینی و اراده جمعی ناشی از ایمان به وعدههای الهی، انقلابی را به ثمر نشاندند که نه تنها وضعیت را در ایران دگرگون کرد بلکه فصلی جدید در کتاب تاریخ جهان گشود که شکست مستکبران و ظالمان و تحقیر آنان ماحصل آن بود.
امروز نیز با گذشت نزدیک به نیم قرن فشار و توطئه علیه ملت ایران و تلاش پلیدترین چهرههای عالم برای به شکست کشاندن انقلاب اسلامی و نظام برآمده از آن، بار دیگر مستکبران با تلقی غلط و تحلیل اشتباه، به امید از پای درآمدن انقلاب اسلامی با تمام قوا به صحنه آمدهاند و بعد از سالها جنگ اقتصادی و شناختی، این بار با تمام ظرفیت خود و استفاده از تمام ابزارهای سیاسی، اقتصادی، رسانهای، شناختی و حتی با تمام قدرت نظامی به صحنه آمدهاند تا به زعم خودشان «کار را تمام کنند» غافل از اینکه به فرموده رهبر انقلاب، این انقلاب و جمهوری اسلامی با خون هزاران انسان شریف روی کار آمده و کوتاه نخواهد آمد و هنوز قدرت واقعی آن نیز نمایان نشده است.
حرکت امام خمینی (ره) البته یک حرکت فردی یا سیاسی صرف نبود بلکه تداوم حرکت تاریخی ملت بزرگ ایران برای شکل دادن و اعتلای تمدن بزرگ اسلامی بود که ماهیتاً با تمدن ضدانسانی و استکباری غرب در تضاد است. این حرکت نیز به پشتوانه حمایت تودههای میلیونی مردم مؤمن ایران و هزاران انسان شریف تداوم داشته است و راز مانایی آن هم همین است. تحلیل اتاقهای فکر غربی از شکستهای متعدد آنان در برابر ملت ایران نیز، همین شکلگیری مدل امامت- امت با وحدت و یکپارچگی ملت ایران حول رهبری خود است، به خصوص بعد از جنگ ۱۲ روزه این تحلیل به صورت برجسته مطرح بوده است چراکه علیرغم تلقی امریکاییها و صهیونیستها در مقطع تهاجم ۱۲ روزه نه تنها شکافی در بین مردم و بین مردم و مسئولان ایجاد نشد بلکه انسجام و وحدت ملت ایران قویتر گشت و همین باعث شکست طراحی صورت گرفته گردید، به نحوی که برخی اندیشکدههای غربی آشکارا اذعان کردند که بدون ایجاد تفرقه پایدار در جامعه ایران، هیچ فشار خارجی به نتیجه راهبردی نخواهد رسید. با همین تحلیل است که در دیماه شاهد آن فجایع و جنایات به بهانه اعتراضات هستیم که با طراحی روشن صهیونیستی به دنبال ایجاد شکاف و اختلاف در جامعه بود.
از همین روست که به نظر میرسد راهبردها تغییر کردهاند. اگر انسجام را نمیتوان با موشک و ناو از میان برد، باید آن را از درون فرسایش داد؛ از این رو تشدید جنگ اقتصادی و تحریمهای فرساینده، جنگ شناختی بیسابقه و گسترده، برجستهسازی شکافهای هویتی، حمایت از گفتمانهای تجزیهطلبانه و بیاعتبارسازی نهادهای انقلابی و مردمی از جمله راهبردهای از بین بردن انسجام و وحدت ایرانیان طی مدت اخیر بوده است. با این حال و با تمام این خباثتها، یک متغیر اساسی همچنان پابرجاست: «اراده جمعی ملت مقاوم ایران و حافظه تاریخی ناخودآگاه جامعه ایرانی برای شکست دشمنان مهاجم».
ایران امروز، ادامه همان مسیری است که در ۱۲ بهمن ۵۷ آغاز شد؛ مسیری پر از هزینه، چالش و مشکلات، اما با یک محور ثابت؛ حفظ استقلال و عزت در برابر اراده دشمنان. عامل تعیینکننده آینده ملت ایران نه جنگ ترکیبی دشمن و نه تهاجم نظامی آن، بلکه میزان تداوم همان روح ۱۲ بهمن است؛ باوری جمعی به اینکه سرنوشت این کشور، هرچند پرهزینه، باید در داخل آن و توسط ایرانیان رقم بخورد. در سرمای بهمن ۵۷، کمتر کسی باور داشت امام خمینی (ره) با یاری ملت بزرگ ایران بتواند با غلبه بر قدرتهای جهانی، نظمی ریشهدار را تغییر دهد. در آغاز جنگ هشتساله، دوام ایران نامحتمل به نظر میرسید. در خرداد ۱۴۰۴ نیز بسیاری سقوط سریعی را پیشبینی میکردند. اما هر بار با اراده ملت ایران بر مقاومت و تبعیت از رهبری آگاه و شجاع، شرایط دیگری رقم خورد. امروز نیز ملت ایران با درک شرایط تاریخیای که در آن قرار دارد با اعتماد به رهبر خود از این پیچ بزرگ تاریخی به سلامت عبور خواهد کرد و آینده درخشان خود را خواهد ساخت.